صف نود و يكم سخن اندر پيوستن تأييد بمؤيد
گوئيم كه پيوستن تأييد بمؤيد از عالم علوى شريفتر است از پيوستن قوتهاى ستارگان آسمان بزايشهاى طبيعى ، و لكن نزديك گردانيدن و هم را اين دو حال يك بديگر نزديكاند و مردم همىيابد مر قوتها را اندر زايشهاى عالم كز افلاك و انجم بديشان پيوسته است ، وهمى داند مردم كه مر نبات را و حيوان را و بيشتر مردم را از چگونگىء پيوستن آن قوتها خبر نيست ، وهمى يابد هر شخصى از زايشها از آثار قوتها و حركتهاى كواكب به قدر آن اثر كاندروست از لطافت و كثافت تا هر يكى از آن پديدار كند از صورت خويش آنچ اندرو موجود است از قوتها و خاصيتهاى طبيعى ، پس همچنين تأييد اندر يافت از عالم روحانى مر گوهرهاى روحانى را كه پيوسته شد بشخصهاى مردم همچنانك نيافتيم چيزى از زايشهاى عالم سفلى كه او را قوتى بود كه بدان قوت مرين عالم را خدمت توانست فرمودن و منفعتها كه صانع اندرو تقدير كرده است مر آن را توانست آوردن جز اين شخص مردم كه او مر طبايع را هر يكى جدا جدا كار بست ، چون آتش را در پختن چيزهاى خام و شناختن رنگها و گداختن گوهرها و جز آن ، و چون مر باد را كار بست كه بر آبهاى عظيم بگذشت و كشتيهاء گران را اندر دريا به دو راند و برو آسياها ساخت و جز آن ، و چون مر خاك را كزو چندين بناهاى عجيب ساخت و گوهرهاى پرفائده ازو بيرون آوردند همه منافع و عجائب عالم بآشكارا شدن مردم آشكارا شد . همچنين نيافتيم از هيچ شخصى از شخصهاى مردم كسى كه او را ممكن بود خدمت