تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
با آن كسى كه اندر رسيده بود حواس او بدان از ديدنيها و شنودنيها و بوييدنيها و چشيدنيها و بسودنيها ، و بدين چيزها كه اندر يافت يارى يافت اندر يافتن و واقف شدن بر چيزهاى حقيقى ، و بوهم از اين عالم طبيعى بعالم علوى رسيد ، پس چون ازين عالم نفس او بدان عالم روحانى رسيد پيوسته شد پادشاهى دائم و ثواب الهى ابدى و توانا گردد بر پذيرفتن فائدهاى آن عالم و غذا پذيرد از نعيم ابدى و راحت جاودانى ، جز كه ديدن او بحقيقت مر عالم روحانى را امروز كه نفس او بجسد پيوسته است نه ممكن است و لكن قبول او مران فائدها را و ديدن او مران عالم روحانى را بوقت جدا شدن روح او از جسدش موهوم است ، و گمان برده است نزديك آنك برو محيط است محيط بودن آن خردمند بران كودك خرد و دانستن او كه چون كودك از شكم بيرون آيد حس پذيرد بىآنك كودك را از آن خبر بود ، چون آن حال همچنان آمد كه آن خردمند انديشيده بود و آن كودك بيافت دانستيم كه آن حال همچنان خواهد بودن كه خداوندان شريعت گفتند و نفس مردم مر عالم روحانى را پس از جدا شدن او از جسد بخواهد ديدن ناگاه و نفس مردم از حال زندگانى طبيعى بزندگانى ابدى رسد بىهيچ زمان ، بر مثال كسى كه از خواب به بيدارى رسد بىهيچ درنگى ، و فرقى عظيم است ميان خواب و بيدارى چنانك فرق عظيم است ميان زندگانى طبيعى و ميان زندگانى روحانى ، و گر تقصير كرده باشد اندر كارهاى آن جهانى خويشتن را پشيمانى يابد ، چنانك خداى تعالى گفت ، قوله تعالى :
« وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
. گفت : و پنهان دارند مر پشيمانى را چون ديدند مر عذاب را ، و كرديم غلها اندر كردن آن كسان كه كافر