شدند و جزا نيابند جز بدان كه كرده باشند . و دليل بر آنك مردم ازين عالم طبيعى بدان عالم نفسانى شود آنست كه مردم را بينى كه چيزى نداند پس مرو را از جهت تعليم دانستن آن چيز نادانسته گشاده شود تا پندارى كز حالى بحالى ديگر شد ، پس بچه شرف باشد آن وقت كه تأييد از خداوند قيامت به دو پيوسته شود ، آنك همه پيامبران عليهم السلام خلق را دعوت به دو كردند . خلق را آن روز به دو گروه بينى : گروهى آن باشد كه به دو بگرويدند و او را حق دانستند و بآشكارا شدن اميدوار بودند و ايشان آن روز كلمت بپذيرند بميانجى او عليه أفضل السلام و أكمل التحية و اندر نعيم جاودان مخلد گردند ، و گروهى آن باشند كه آن روز اندر شك بودند و غافل بودند از فرمان خداى ، ايشان بدان نور سوخته شوند و اندر عقوبت جاويدان مانند ، چنانك خداى تعالى گفت ، قوله :
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ »
گفت : رويهايى آن روز تازه باشد و سوى پروردگار خويش نگرنده باشد و رويهايى آن روز ترش گشته باشد تا گمان برى پشتشان همىبشكند ، ايزد ما را از آن گروه كناد كه آگاهى دارند آشكارا شدن خداوند قيامت عليه افضل السلام و التحية ، وز آن گروه مكناد كه غافل باشيم از آنچ بر ما وجب است بر حد خويش ، آمين يا رب العالمين .