اندران سخنان اثر نبود همچنان محيط شدنى كه مردم محيط شود بر عالم بيارىء نفس كلى كه مر عالم را از نفس آن يارى نبود ، و پيامبران عليهم السلام بدان سخنان از دو عالم - عالم روحانى و عالم جسمانى - حكايت كردند و هر دو عالم بر درستىء آن گواهى داد ، و پديد آوردند وحشتها وحدها مر خلق را اندر حكمها كه پيش از آن اندر ميان خلق آن نبود . پس گوئيم كه چون از پيامبران عليهم السلام خبرها پيدا آمد از عدل و راستى و حكمهاى دنيائى وز چيزهاى عالم علوى كه آن پيش از پيامبران عليهم السلام اندر ميان خلق موجود نبود ، دانستيم كه آن چيزها مر پيامبران را عليهم السلام آفرينندهء خلق آموخت ، چنانك خداى تعالى گفت ، قوله :
« وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً »
. گفت : بياموخت ترا آنچ ندانستى و فضل خداى بر تو بزرگ بود . پس چون درست شد كه آنچ اندر ميان خلق نبود از پيامبران عليهم السلام كه ايشان هم مردمان بودند بيارىء آفريدگار خلق پديد آمد ، درست شد هستىء قيامت آنك پيامبران عليهم السلام خلق را دعوت به دو كردند و آن آن روز بزرگ است كه اندرو بر انگيخته شود نفسهاى لطيف و صورتهاى باطن آشكارا شود بآشكارا شدن خداوند قيامت على ذكره السلام ، از بهر آنك پيامبران كه پيش از خداوند قيامت بيامدند شريعتها نهادند و پديد آوردند چيزى كه بدان برانگيخته شد نفسهاى جزئى از مركبى نادانى و پيش ازيشان نبود مر نفسها را آن انگيزش ، چون كار بغايت رسيد بدان ثواب بزرگ كه خداى تعالى وعده كرده بود و صورتهاى لطيف توانا شوند بر پذيرفتن فائدههاى عقلى بىتكاليف ، و لكن امروز مردم غافل است از آنچ مرو را اندر پيش است از بزرگىء آن روز و بلندىء درجت آن حد ، چنانك خداى تعالى همىگويد ،