تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بهر آنك هيچ كس را طاقت طلب كردن پيامبرى نباشد ، چه آن مراتب را بجهد نتوان يافتن ، و آن منت خداى باشد ، چنانك ايزد تعالى همى حكايت كند از گروهى از پيامبران كه در بنى اسرائيل بودند ، قوله :
« قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ »
. گفت : مر بنى اسرائيل را پيامبران ايشان گفتند ما هستيم مگر مردى همچون شما و لكن خداى منت نهد بر هر كه خواهد از بندگان خويش . اينست مرتبتهاى پاداش كه ياد كرده آمد ، نيك را نيك و بد را بد . ايزد تعالى ما را نيكى دهاد تا سزاوار مكافات نيكى شويم .

صف هشتاد و نهم سخن اندر فرق ميان ازل و ازليت و ازلى

ببايد دانستن كه ازلى مر چيزى را گويند كه او را آغاز نباشد و ابدى مر چيزى را گويند كه او را انجام نباشد . و چون گويى ازل و ازليت و ازلى مثال آن نزديك گردانيدن است ، و همچنان گويى كه آتش و آتشى و آتشين . آتش آنست كه او از عالم كنارهء زبرين گرفته است و صفت او گرم و خشك است از طبايع ، و آتشى آنست كه آتش بدان معنى از ديگر چيزها جداست بران روى كه آن معنى جز آتش را نيست ، و مر آن را از آتش جدا يابند و آن معنى را فضل خوانند اندر حدود منطق ، و آن مثال بر مثال وحدت است كه آن جز مر واحد را نيست مرو را از واحد جدا نيابند ، واحد بوحدت از آتش و آتشين جداست ، و آتشين چيزى را گويند كه او را از آتش كرده