تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بدين مرتبها پاداش وعده كرد ، گروهى را ببدى وعده كرد راستا راست چنانك گفت ، قوله تعالى :
« وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
. گفت : مكافات بدى بدى است همچنان ، مر گروهى را گفت ، قوله تعالى :
« فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ »
. گفت : بچشانيم كافران را عذابى سخت و جزا دهيمشان ببدتر كارى كه ايشان كرده باشند . و گروهى را گفت ، قوله :
« أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً »
. گفت : آن گروه آنند كه خداى مر ايشان را لعنت كرده ، و هر كه خداى مرو را لعنت كند تو مرو را يارىگرى نيابى . و دليل برين مراتب ميان عالم و متعلم بتوانى يافت كه متعلم از عالم چيزى بپرسد ، عالم مرو را جواب دهد ، و اين جزاء راستا راست است ، و چون بر جواب اين سؤال چيزى ديگر بگويد كه او را بدان رهنمون باشد بر چيزى ديگر ، و آن از عالم فضل باشد بر متعلم كه او را طاقت پرسيدن آن نباشد ، آن منت باشد از عالم بر متعلم ، چنانك خداى تعالى گفت اندر قصهء سليمان عليه السلام كه او امام زمانه بود مرو را گفت ، قوله :
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
. گفت : اين عطاعى ماست ، و بدان مر تأييد را خواست كه به امام پيوسته باشد ، پس گفت منت نه اگر بازدار بىشمارى ، و آنكه او پادشاه شود بر منت نهادن و آن گرفتن علم امام باشد ، از بهر آنك اين دو كناره است مر علم را ، يك كناره‌اش آنست كه ناپرسيده بگويد و ناخواسته بدهد ، و ديگر كناره‌اش آنست كه اگر بپرسد بگويد و گر بخواهد بدهد و بازدارد از آن كس كه سزاوار آن نباشد و ميانهء اين دو طرف آنست كه چون پرسند بگويد ، و اين مراتب جز مر امام حق را نباشد . و پيوستن تأييد پيامبران عليهم السلام از خداى تعالى منت است ، از