تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مر آن را كه مبدع حق اندرو بنهاد ، بلك مر آن را بغايت تمامى بيرون داد به چهار حرف « اللّه » ، و چهار تمامى شمار است ، از بهر آنك شمار از چهار مرتبت نگذرد چون آحاد و عشرات و ماءين و الوف ، و عقل اثبات كرد صانع حق را چون مقر بمبدعى او راست كه كلمهء « اللّه » از اثبات است و « إله » دندانهء نطق است ، از بهر آنك ناطق اندر عالم خلاف عقل است ، بدانچ گفتار ناطق به ظاهر موافق عقل نيست . و كلمهء « إله » بيك حرف از كلمهء « اللّه » كمتر است . و آن « لام » است . و معنيش آنست كه نطق نيافت مر آن تمامى را كه عقل يافت ، و نطق خداوند سه مرتبت است چون رسالت و وصايت و امامت ، و « الا » دندانهء نفس است و كلمه استثناست - اعنى دوتاى كردن سخن - و دليل است بر آنك نفس سابق است ، اعنى پيش دست است اندر باب پيدا كردن هستهاى جسمانى و روحانى . و اين چهار كلمه رهنماىاند بر چهار اصل كه چون مر آن را بهم فراز آرى همه درهاى كلمهء ايزد گشاده شود . و نيز كليد مر در بسته را بذات خويش نگشايد مگر بگشايندهء فهيم ، كه هيچ كس جاكول نتواند شدن بمرتبت چهار اصل كه ايشان كليد و كلمت مبدع حق‌اند مگر بميانجى حدى چون امام يا حجت يا داعى ، و بر كليد دندانه‌يى نباشد كه به دو در كشاده شود تا همه دندانها بهم نباشد ، همچنين اگر دليل منكر شود بيك مرتبت ازين چهار مرتبت چون اصلين و اساسين ممكن نباشد كه جوينده را چيزى كشاد ، شود از كار دين . و هر چند جهد كند بكشادن در جز رنج مرو را چيزى بحاصل نيايد ، همچنانك چون از كليد دندانه‌يى كم باشد جهد كشاينده سود ندارد ، و كر بىدندانه بسيار بجنباند بناى كليدان از جاى ببرد و مراد او بر نيايد . پس ازين معنى گفتند كه لا إله الا اللّه كليد بهشت است . - و اين بيانى شافى و برهانى روشن است مر مؤمن