تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
رسيدن بدرجه مؤيدان . مردم به عمل بيرون آيد از حد قوت به حد فعل ، بر مثال بيرون آمدن چيزهاى طبيعى از حد قوت به حد فعل به دو چيز كه آن هر دو ماننده‌اند به عمل و علم . چنانك سيبى كه بر درخت خويش از حد قوت بفعل بيرون خواهد آمدن مادت بايدش پذيرفتن از طبايع از راه درخت خويش . و هر روز بپذيرفتن آن مادت شكل او و رنگ او همىگردد ، و آن پذيرفتن مادت مرو را از طبايع بميانجى درخت ماننده است بعلمى كه مردم كند از شريعت بميانجى خداوندان شريعت . و چون آن سيب از عمل همىپذيرد و زان بازنايستد ، چون عمل به آخر رسيد مران سيب را بوى خوش و رنگ نيكو و مزهء شيرين يابد كه آن بوى و رنگ و مزه مرو را ماننده است بعلمى كه مردم آن را بيابد بميانجى آن عمل كه كند . پس آن سيب بدين دو حال كه يكى مانندهء عمل است و ديگر مانندهء علم است از حد قوت به حد فعل رسد ، اگر اندر ميانه كه آن سيب از طبايع مادت همىپذيرد كه آن مرو را عمل است از پذيرفتن مادت بسببى از اسباب بازمانده تباه شود و از درخت خويش بيوفتد و برنگ و بوى و مزه نرسد كه آن مرو را بمنزلت علم است . پس همچنين كسى كه او از عمل شريعت بازايستد بعلم آن نرسد ، از تأييد دور ماند . و دليلى گوئيم ديگر بر حال پيوستن تأييد را بمؤيدان ، و گوئيم كه روشنايى چشم نكند جز اندر چشم درست كه آن از عيب و درد و بيمارى پاك باشد ، همچنين تأييد كه او مانند روشنايى چشم است نه پيوندد جز به كسى كه عمل او و علم پاكيزه باشد و نفس او شسته باشد به آب عمل و علم از آلايشهاى طبيعى . - و اين بيانى شافى است مر خردمندان را ، و السلام .
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 239 | ناصر خسرو