تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
دو ميان است ببازى . و نيافريديمشان مگر به حق و لكن بيشتر ازيشان ندانند . همى دليل كند كه آن كسان كه بدانند كه آسمان و زمين را ايزد تعالى از بهر چه آفريد رسول باشد ، و آن كس كه بجاى او ايستاده باشد اندر هر زمانى يك تن از عالم . پس درست شد كه دانستن چرايى عالم واجب است و ممكن است از روى دين و قول خداى تعالى و خبر رسول مصطفى عليه السلام . وز آن روى كه سخن منطقيان است ، درست كرديم كه بر رسيدن از چرايى عالم محال است تا راه جوى را اندر عالم دين ميدان فراخ باشد ، و اللّه أعلم و أحكم .

صف هشتاد و سوم سخن اندر آنك صورت عالم پيش از پديد آمدن اندر نفس كلى بود

آن كسان كه گفتند « صورت عالم پيش از آنكه آشكارا شد نزديك مبدع بود » ايشان خالق از مخلوق نشناختند ، و مبدع را از مبدع بازندانستند . و ما گوئيم ، بجود خداوند زمانه ، كه اين صورتها كز طبيعت برين جسدها پديد آمده است همه اندر لوح محفوظ كه آن نفس كل است نقش است . و هيچ چيز اندر عالم صورتى نپذيرفته است از جزئيات و كليات كه اصل آن اندر نفس موجود و معلوم نبوده است . و دليل بر درستىء اين دعوى آنست كه مردم صناعتى تواند كردن كه داند و چيزى كه ندانسته است نتوان كردن ، صورتى كه نديده است حكايت آن نتواند كردن . و هر صنعتى كه صانعى از نفسهاى جزئى بكند از نخست