تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
هليت آن بجويى ، وز چه چيزى مائيت آن جويى ، و از چگونگى كيفيت آن جويى ، و از چرايى لميت آن جويى . و صورت اين نردبان حكمت بكردم . هليت مائيت كيفيت لميت تا مسترشد را بدان هدايت افزايد . پس اگر كسى گويد كه من از خداى عالم بر رسم بىآنك چگونگى او بر رسيده باشم و دانسته چنان گفته باشد كه من بچهارم پايهء نردبان بر شوم بىآنك از سوم پايهء نردبان بگذرم . و اين جستنى نايافتنى باشد . و نيز آن قوت واجوينده كه برانگيزد مردم را تا بر رسد . و چرايى آفرينش عالم ازين عالم پديد آمده است ، و چيزى كه از چيزى پديد آيد جزئى باشد ازو ، و چگونه توان واقف شدن بر چرايى چيزى به بهرى از آن چيز ؟ و چنان بايستى كه اين قوت واجوينده بيرون از عالم بودى تا به دو بر عالم واقف شايستى شدن كه جزء بيرون نشود از كل خويش ، و چون نفس جوينده جزء عالم است بدانچ ازو پديد آمده است محال است ازو كه بازجويد از چرايى عالم . اين قول حكماء و رئيسان دانايان پيشين است ، و حكماء ديانت گفتند كه چرايى چيزها ببايد شناختن چه از دين و چه از دنيا كه تمامىء مردم اندرين است ، و چون اندر آفرينش آثار حكمت همىبينيم دانيم كه آفرينش عالم حق است از آفريدگار ، و حق وى حقيقت است ، چنانك رسول مصطفى صل اللّه عليه و آله گفت « لكل حق حقيقة » گفت : هر حقى را حقيقتى است . و حق چون آفتاب است و حقيقت چون روشنايى است ، و حق چون چشم است و حقيقت چون بينايى . و حق و حقيقت چنانست كه بصر و بصيرت . و خداى تعالى همىگويد ، قوله تعالى :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ »
. گفت : نيافريديم آسمانها و زمين را و آنچ اندرين
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 233 | ناصر خسرو