تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
بيرون است ، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا .

صف هفتاد و نهم سخن اندر آنك هست نيست شود

ببايد شناختن كه هستها نه از هست بجود بارى سبحانه بود ، و آن جودى تمام بود كه آفريدگار بدان رادى كرد بر هستها تا هر چيزى نصيب خويش از آفرينش بيافت ، چنانك خداى تعالى همىگويد ، از جواب موسى عليه السلام كه مر فرعون را لعنه اللّه داد ، قوله تعالى :
« قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
. گفت : اى فرعون خداى ما آنست كه مر هر چيزى را آفرينش او بداد ، پس راه راست بنمود . و چون قاعده دانسته باشى بدانى كه از نيست شدن هستها بخل بارى سبحانه ظاهر شود ، همچنانك بجود او تعالى جده هست شدن هستها بود از نيست . و نقصان اندر جود مبدع حق روا نيست ، و خردمند داند كه چون به هست شدن نيست بارى سبحانه نام رادى لازم آمد ، و اين صفتى ستوده بود ، به نيست شدن هستها مرو را سبحانه نام بخيلى لازم آيد كه آن صفتى نكوهيده است . و خداى را تعالى نامهاى نيكوست و نامهاى زشت نيست ، چنانك گفت ، قوله تعالى :
« قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »
. گفت : بگو اى محمد كه بخوانيد اللّه را يا بخوانيد رحمان را هر كدام خوانيد ، مرو راست نامهاى نيكو . پس اين آيت همى دليل كند كه خداى را نام زشت نيست . و بخل از نامهاى زشت است ، وز نيست كردن هست نام زشت بحاصل آيد . پس درست شد كه نيست شدن هست روا نيست ، چنانك