تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
و سديگر بلغم است كه سرد و تر است برابر آب از عالم ، و چهارم سود است كه سرد و خشك است برابر خاك از عالم . و بدان كه كالبد مردم فرزند اين عالم است كه اندرو چهار طبع است ، چنانك اندرين عالم چهار امهات است . و حكايت كنند از ارسطاطاليس « 1 » حكيم كه شاگردى از او پرسيد از فرق
هامش
( 1 ) ارستوتaristote( كه تازيان در تعريب ارسطو ، ارسطوطاليس ، ارسططاليس ، رسطاليس گفته‌اند ) فيلسوف بزرگ و خاتم حكماء يونان باستان است . ارسطو بسال 384 پيش از ميلاد مسيح در استاگيراstagireاز بلاد ساحلى كشور « مكدونيا » زاد . - اين بندرگاه در آن روزگار مستعمرهء يونانى بود . پدر ارسطو نيكو ماخوس (nicomachus) پزشك مخصوص و دوست آمن‌تاس (amyntas) پادشاه مكدونيا بود . ارسطو از كودكى در دربار راه داشت ، با « فيليپ » پسر آن پادشاه همسال و هم درس بود ، و مايه‌اى از علم و ادب آموخت . ارسطو ، پس از گذشته شدن پدرش ، به تحصيل علم طب كوشيد ، و كتابى درين فن - بنام صحت و مرض - تأليف كرد . لكن چون همت خود را بلندتر از آن ديد كه طبابت را پيشه كند ، از هفده سالگى به شهر « آتن » كه دار الحكمهء يونان و مركز حيات عقليهء جهان بود رفت ، و مدت بيست سال تا پايان روزگار افلاطون در آكادمى او باستفاده گذرانيد . استاد كه آثار نجات و ذكاء در جبين ارسطو ميديد وى را عقل آكادمى ميخواند . افلاطون بسال 347 درگذشت ، اسپوسىپوس پسر برادرش برياست آكادمى منتخب گشت ، ارسطو كه بنبوغ و شايستگى خود عقيده داشت آزرده شد و از آتن براى ديدار « هرمياس » امير « آسرتائوس » بآسياى صغير رفت . هرمياس كه از شاگردان افلاطون و دوستان ارسطو بود مقدمش را گرامى داشت ، دختر برادر خود را به او بزنى داد . هرمياس بدست يكى از مزدوران عمال و مرزداران ايران كشته شد ، ارسطو شهر آسرتائوس را ترك گفته بجزيرهء « لسپوس » رفت و در « متلين » قصبهء آن جزيره رحل اقامت افكند . در آنجا نامهء « فيليپ دوم » پادشاه مكدونيا بحكيم رسيد كه وى را براى تعليم و تربيت پسر سيزده سالهء خود اسكندر خوانده بود . ارسطو دعوت دوست تاج‌دارش را پذيرفته به شهر « پل‌لا » دار الملك آن كشور رفت . اسكندر پنج سال با رغبتى