تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

صف هفتاد و هفتم سخن اندر راحت و رنج نفس مجرد

رنج و راحت نفس را امروز كه بطبيعت پيوسته است بسبب موافقت او رسد كه بيفتد مرو را با چيزى يا بسبب مخالفتى كه مرو را باشد با چيزىء چنانك نفس را با عقل موافقت است و با جهل مخالفت دارد . لاجرم از دانستن شادمانه شود و براحت برسد و از نادانستن غمگين شود و رنجه گردد . و بجملگىء راحتها مر نفس مردم را اندرين عالم از دانش است و همه رنجها مرو را از نادانى است ، از بهر آنك چون بيمار شود رنجه شود اگر بداند كه رهايش او از ان بيمارى اندر چيست ، و آن چيز چگونه بدست آيد ، همان ساعت براحت رسد ، و آن رنجش براحت بدل شود ، و گر نداند كه چه بايد كردن اندر آن رنج بماند ، و هر حالى كه آن نه بر راستى باشد نفس اندرين عالم از آن رنجه شود ، چون از سرمايى كز حد بيرون باشد و چون از گرماى سخت و چون از آوازهاى بىنظام كز حد اعتدال بيرون باشد ، چون آواز رعد و جز آن ، و چون ديدن صورتهاى زشت كه مر نفس را كه آن ناپسند است اندر حال ظاهر ، از بهر آنك او را از بهر نيكوتر صورتى آفريده‌اند و آن صورت بعالم روحانيست . و راحتهاى نفس اندرين عالم از ديدن صورتهاى نيكوست و از شنودن آوازهاى راست و بنظم و خوردن چيزهاى معتدل و بودن اندر هواهاى كه نه سرد است و نه گرم . پس مر نفس را خوشى اندر عالم روحانى بدان بهره باشد كه اندرين عالم به دو رسيده باشد از كلمهء بارى سبحانه ، تا چون بدان وقت كز طبيعت جدا شود و بدان اصل خويش بازرسد موافق باشد