تا صورتهاى طبيعى شخصى بدان پديد آمده است . و فائدهاى عقل بنفس به سكون دائميت كه نفس از عقل همىپذيرد تا پديد آيد بدان صورتهاى روحانى دائم . و آن فائده كز عقل به سكون دائم پذيرفت بيشتر از آن فائدها بود كه مر آن را آميخته پذيرفت بچيزهاى طبيعى كه آن را زوال و پراگندن است . و آن فائدها كه آميخته بود بچيزهاى طبيعى نفس را بر بقاء آن ايمنى نبود ، از بهر آنك مران را حركت بود و چيز متحرك پايدار نباشد ، و زين سبب افتاد اختلاف بسيار اندر راههاى خردمندان كه علمها بيرون آوردند بنفسى كه آن بطبيعت پيوسته بود و با او آميخته . و مر نفس را قوت اندر بيرون آوردن علم بر مقدار سكون او باشد با عقل و بر مقدار شدن او از چيزهاى طبيعى ، و هر نفسى كه دانش پاكيزهتر پذيرد و از آلايش طبيعت مر عقل او را ثبات بيش باشد و زوال كمتر پذيرد . و هر نفسى كه سكون از عقل كمتر پذيرد و بچيزهاى طبيعى متحرك پيوسته باشد فائدهء او باثبات كمتر باشد و زوال زودتر پذيرد . و هر نفسى كه به سكون عقلى تمام پذيرد فائدهاى عقلى را بپذيرد ، پذيرفتنى بىزوال . و ايشان مؤيدان باشند از بندگان ايزد سبحانه . و حكماء گفتهاند كه ميل كردن بچيزهاى طبيعى دور شدن است مرو را از فائدههاى عقلى . و ميل كردن نفس بطبيعت سبب بدبختى است مرو را و بازآوردن عقوبت جاويدى . و ميل كردن نفس بعقل دور شدن است مرو را از نقصان طبيعت و نزديك بودن به علت خويش كه آن عالم ابداع است ، و ميل كردن نفس بعقل سبب تمامىء نفس باشد و حاصل شدن راحت ابدى و سرور عقل و ثواب الهى مر او را . ايزد تعالى ما را رغبت دهاد اندر طلب كردن مر عالم عقلى را و پرهيز دهاد ما را از طبيعت هلاككننده و آلايشهاى پليد او .
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: ناصر خسرو
ص٢٢٣