علت همه چيزهاست . و چون حال چنين بود اين دو حرف كز امر به دو عبارت كردند گواهى داد بجفتىء خويش كه همه آفريدگان جفتاند ، همچنانك كاف با نون جمع است و پايدار همه جفتها بامر خداى است . و ديگر معنى آنست اندر « كن » كه كاف به حساب جمل بيست بود و نون پنجاه باشد ، و جملهء هر دو هفتاد باشد ، و هفتاد هفت بارده باشد . و معنيش آنست كه امر مبدع حق كه آن را ارادت خوانند - اعنى خواست خداى - آن بود كه پيدا شود هفت حرف علوى كه بدان پديد آمد صورتهاى روحانى ، و خواست كه پيدا شود هفت ستارهء جرمانى كه بديشان پديد آيد صورتهاى جسمانى ، و خواست كه پيدا شود اندر عالم قوائم پيغامبران هفتگانه از بهر سياست ناموسى مر هر دو صورت جسمانى و روحانى را اندر بدن مردم . و ميان كاف و نون از حروف معجم دو حرف است ، و آن لام است و ميم ، و چون مرين دو حرف را بهم آرى « لم » باشد و آن چرا باشد ، چرا بازجستن باشد ، يعنى كه آنچ ازو باز توان جستن ميان كاف و نون است كه اوامر ايزد است ، و نيز روا بود كه گوئيم كاف و نون كه اول پديد آيد مثل است بر دو اصل لطيف ، و لام و ميم كز ميان ايشان پديد آيد مثل است بر دو اصل كثيف . و نيز پيش از كاف از حروف معجم « ياء » بود و از پس نون « سين » بود و اين دو نيز هفتاد باشد . دليل است بر هفت امام كه سياست و قوام دعوت حق بديشانست . و به چهار اصل كه ياد كرديم و اشارت قول ايزد بديشان است كه همىگويد ، قوله :
« يس . وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ »
.
سوگند است از خداى تعالى بدين دو حرف كه دليل است بر هفت امام و به قرآن پرحكمت كه دليل است بر خداوندان تأويل قرآن . و از جهت نهاد حروف ا ب ت ث پيش از كاف قاف است و پس از نون واو است ، و قاف