تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
شود سياه باشد ، اين نه روا باشد ، از بهر آنك روا نباشد كه نور امروز اندر تاريكى قرار گرفته باشد ، و گر چشمهء مهر تاريك بودى بىنور پس نور اندر تاريكى قرار گرفته بودى ، و اين محال بودى . پس درست شد كه مر نور را بىچشمهء مهر اثبات نيست ، و هم چنان مر چشمهء مهر را بىنور اثبات نيست . و همچنين گوئيم كه امر بارى را سبحانه كه بعقل متخذ شده است چون متحد شدن نور بآفتاب چشمه به مجرد و هم اندر نيايد .

معارضه

اگر كسى گويد كه چشمهء آفتاب بىنور چنان باشد كه ما همىبينيم شمس بوقت كسوف ، اعنى بوقت گرفتن آفتاب همىببينيمش چون نور ازو جدا شود جرم او سياه نمايد .

جواب

او را گوئيم آنكه توهمى بينى بوقت آفتاب گرفتن آن قرص سياه آن نه جرم مهر است بىنور ، بلك آن جرم ماه است كه برابر شدست با قرص مهر و بازداشته است مر روشنائى آفتاب را از زمين ، و مهر چشمهء ازو دورست كه به آسمان چهارم است ، و قرص ماه به آسمان نخستين است ، و مهر بدان وقت كه ما مر او را گرفته بينيم به حال خويش روشن است بر فلك خويش و آن تيره كه همىبينيم جرم ماه است ، و جرم ماه شفاف نيست ، اعنى كه روشنى ازو بيرون نگذرد . بلك چون آيينه ايست كه از آهن باشد كه چون آفتاب به روى آيينه اندر تابد عكس ازو روشن باز جهد و چون بر پشت آيينه تابد روشنىء آفتاب سوى روى آيينه بيرون نتابد ، و گر جرم ماه شفاف بودى چنانك نور ازو بگذشتى
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 207 | ناصر خسرو