تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
عليهم السلام ، همه ناطقان خلق را دعوت سوى او كردند ، و از شرف و منزلت امامت بود كه خداى تعالى گفت روز قيامت هر گروهى را به امام ايشان خوانيم ، قوله تعالى :
« يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ »
گفت آن روز كه بخوانيم هر گروهى را به امام ايشان ، و نگفت كه بخوانيم برسول ايشان . شرح كرديم سخن را اندر اثبات سه فرع روحانى كه بقاء عالم جسمانى و عمارت عالم دين بميانجى ايشان است بدان اندازه كه مستجيب راه دان را بدان بيدارى افزايد .

صف شست و هشتم سخن اندر آنچ از او توهم نتوان كرد

امر بارى سبحانه اندر توهم نيايد و انديشه اندرو نرسد به هيچ روى از رويها ، و مر امر را وحدت گفتند و وحدت يكى باشد ، واحد از وحدت واحد شود . چنانك گوئيم يكى ببايد تا يكى ازو يكى باشد همىدانيم كه از يكى پديد آمد و يكى هست و لكن مرو را جز اندر يكى اثبات نيست . همچنانك همىدانيم كه چشمهء مهر جهانتاب از نور او جهان روشن شده است و نور اندرو قرار دارد و لكن نور را ندانيم كه آن حال كه دارد از چه دارد . و گر گوئيم كه نور چون از چشمهء مهر جدا شود چگونه باشد و هم آن را بتواند پذيرفتن از بهر آنك اگر انديشه كند كه نور چون از مهر جدا شود چيزى باشد كمتر از چشمهء مهر يا بزرگتر ازو و آن خود هم چشمهء مهر باشد و نه مجرد نور باشد ، و نور مجرد را و هم نپذيرد و نيز چشمهء مهر را بىنور و هم نپذيرد ، و گر كسى گويد كه چشمهء مهر چون نور ازو جدا
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 206 | ناصر خسرو