تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و پيدا شد كه آسمان عالم علوى عقل است و زمين عالم علوى نفس است ، پس از آن پنج حد كه رسول عليه السلام گفت ايشان ميان من و ميان خداى ميانجىاند دو حد را صفت گفته آمد برابر دو ركن از عالم جسمانى و سه حد از آن بماند برابر سه زايش كز علم بحاصل آمده است و آن اسرافيل است و ميكائيل و جبرائيل برابر سه زايش عالم جسمانى كه آن معادن است و نبات و حيوان . پس گوئيم كه همچنانك از زايش عالم جسمانى نخست معادن بحاصل آمد و پس از و نبات و پس او حيوان لازم آيد كزان دو اصل عظيم نخستين جد بوده است ، و پس او فتح ، و پس او خيال . پس جد اندر عالم روحانى برابر است با معادن اندر عالم جسمانى و فتح اندر عالم روحانى برابر است باثبات اندر عالم جسمانى ، و خيال اندر عالم روحانى برابر است با حيوان اندر عالم جسمانى . و هر يكى ازين سه زايش عالم جسمانى به دو قسمت شود چنانك معادن به دو قسمت است : يا گوهرهاى گداختنى است يا ناگداختنى . و نبات نيز به دو قسمت است : يا بارورست يا بىبر است . و حيوان نيز به دو قسمت است : يا ناطق است يا غير ناطق . اين حال دليل است كه هر يكى ازين سه حد روحانى را ماننده است بگوهر ناگداختنى كه هميشه بر حال خويش است . و عالم جسمانى ماننده است بگوهر گداختنى كه حال او گردنده است و بر يك حال نيست . و عالم روحانى ماننده است بنبات بارور از آنچ فائدهاى باقى اندر و حاصل همىآيد . و عالم جسمانى ماننده است بنبات بىبر كزو هيچ فائده بحاصل نيايد . و عالم روحانى ماننده است بجانور سخن گوى از آنچ مايه اوامر خداى است بدانچ عبارت كنند ازو بكلم و به « كن » . عالم جسمانى ماننده است به حيوان سخن ناگوى بدانچ رغبت ستوران و كسانى كه بستوران مانند اندروست . و اثر هر حدى از
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 202 | ناصر خسرو