تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
كردند . و مر قائم را بذات او خبر خواند . از بهر آنك او خبر است از امر بارى سبحانه چنانك گفت ، قوله :
« عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ »
. گفت : از چه پرسند از خبر بزرگ كه ايشان اندر او مختلف‌اند ، و بدين خبر قائم را عليه أفضل السلام همىخواهد كه مردمان اندرو مختلف‌اند . و بيشتر از مردمان همىگويند كه روزيست زمانى كه مدت او پنجاه هزار سال است ، آن روزيست كه خداى تعالى اندر او با خلق شمار كند . و گروهى همىگويند كه آن خبر مهديست كه بيايد و دين خداى آشكارا كند ، و كافران همه مسلمان كند . و گروهى همىگويند كه آن خبر خود وصى رسول عليه السلام است . و اهل حقيقت همىگويند كه آن خبر آن كس است كه بسبب خبر دادن ازو مر پيامبران را عليهم السلام نام خبردهندگان لازم آمد . پس چون رسول مصطفى عليه السلام بدين خبر كه ياد كرديم ما را بگفت كه ميان من و آن خداى پنج ميانجى است و نخست جبريل را ياد كرد كه او فريشتهء مقرب است و سفير است ميان خداى و پيامبران وى . و ديگر ميكال را گفت كه جلال و عظمت او افزونست از جلال و عظمت جبريل ، و باز اسرافيل را ياد كرد كه فرمانهاى خداى تعالى از لوح او پذيرد ، و زان پس لوح را گفت ، و باز قلم را گفت ، بدين ترتيب كه ياد كرديم كزين پنج ميانجى عظيم‌تر و شريفتر آنست كه مرو را بازپس تر ياد كرد . و از آن بازپس‌ترين بخداى تعالى نزديكتر است نزديكىء علم نه نزديكىء مسافت . و روا باشد كه جبريل كه پنجم حد است از خداى تعالى فريشته باشد ، و قلم كه نخستين حد است قلمى باشد بيجان و بىعلم ، و لوع تخته‌يى باشد بىجان از آن كه چيزى برو نويسند . پس گوئيم كه قلم از عالم روحانى بمنزلت آسمانى است از عالم