تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و از نشانهاى خداى آنست كه بيافريد شما را از خاك پس شما مردمى گشتيد كز شما نطفه پراگنده شود . و تأويل اين آيت كه مستجيب بر مثال خاك است كه بباران زنده شود همچنان مستجيب بعلم داعى از نادانى دانا شود . و باز بسخن خويش ديگرى را زنده كند ، همچنانك مردم بخورد نبات را و نطفه پديد آرد كزو زندهء ديگر آيد و ميان نبات و ميان حيات حسى انبازى نيست اندر ظاهر تا آن زمان كه پيدا شود صورت حساس از خاك بميانجى نبات ، و اندر خاك نه زندگى است و نه روشنى البته ، و چون از خاك سياه مرده صورت حساس زنده همىبرانگيخته شود ممكن باشد برانگيختن صورتهاى روحانى كه پوشيده است اندر نفس ناطقه ، و اين صورت روحانى سزاوارتر است ببرانگيخته شدن بدان نسبت كه ميان علم و ميان نفس ناطقه هست ، از بهر آنك هيچ كس را از أهل علم حقيقت شك نيست اندر آنك علم زندگانى است و زنديى كه علم ازو جدا شود مرده گردد . و هر چند كه علم ثواب است مر نفس را آن ثواب مر او را نه اندر عالم فانى است ، از بهر آنك اين عالم نه معدن نفس است ، چه او نه از گوهر اين عالم است . و چون مردم را ثواب واجب است و ثواب اندرين عالم نيست چاره نيست مرو را از بازشدن بعالى بقاء و صفاء . و دلائل عقلى بر اثبات ثواب آنست كه هيچ چيز نيست اندر اين عالم كه مجموع است صلاح آن از اثبات ثواب و معاد ، و گر كسى معاد را باطل كند ازو مفسدتر كسى نباشد ، و گر همه خلق ثواب و معاد باطل بينند همه مر يكديگر را هلاك كنند . و ممكن نباشد چيزى كه او را اثبات نباشد صلاحش بدين بزرگى باشد كه صلاح ثواب و معاد است ، و خلق چنين بر هستىء او يك سخن شوند . اگر كسى گويد كه چيست از صلاح اندر اثبات معاد ؟ او را گوئيم كه اندر اثبات معاد آرام اهل عالم است ، و بازشدن
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 196 | ناصر خسرو