تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
موافق‌اند لام پسين را و ها را از اللّه ، و ها كاف مختلف‌اند الف و لام را از اللّه ، دليل است بر آنك ميان تركيب و تأليف اختلاف نيست ، و تأييد با تأليف مختلف‌اند از جهت ناطقان ، ازيرا كه هر ناطقى كه آيد بر مقدار صفاء خويش بر دارد ، و شريعت بر مقدار زمان خويش نهد و تركيب اندر هر زمانى تركيب است ، همچنين تأليف شرايع مختلف است و تأويل بر حال خويش است و اندرو اختلاف نيست ، و جمله . حساب حروف كلمت نود و پنج است دليل است بر آنك آنچ ظاهر شد از كلمهء ايزد پنج روحانى است چون اصلين وجد و فتح و خيال . و نه سفلى است چون اساسين و هفت امام ، و همچنين همه چيزها اندر چهار معنى اوفتاد برابر چهار حرف كلمه چون ذات و همت و قول و كتاب ، و مانند اين چهار تركيب و تأييد و تأليف و تأويل . و تأييد برابر ذات است ، از بهر آنك عقل را نمايد بتأييد و دليلى كند بر هر چيزى كه او را ذات است و تأييد از معدن عقلى است . همچنين چيزهاى كه آن را معنى است همه آنست كه عقل بيرون داد . اما همت برابر تركيب است ، از بهر آنك مركب صناعى جز بهمت نفس مركب نشود و همت و فكرت از معدن نفس است ، همچنين همتها را نفس بيرون داد تا صورت بست . و قول برابر تأليف است ، از بهر آنك تأليف صورت سخن باشد ، و تأليف باز ناطق است . و كتاب برابر تأويل است و برابر نبات ، و تأويل نفس صورتهاى عقل است اندر دلهاى جويندگان ، و اندر عالم هيچ چيز نيست كه كتاب نپذيرد چون گل و نبات و معادن . گوئيم كه چون خردمند بنگرد اندر بقاء نوع مردم بر حال خويش و اجرام علوى را بر حال خويش بايد كه شخصيتهاى مختلف را همى بيرون آرد بعددى راست اندر صورت او بداند كه مرين شخصها را حاصلى نيست جز اين همىببيند . و حاصل چيز ببقاء اندر است ، پس پيدا شودش كه بازگشت