رسالت و ديگر وصايت و سديگر امامت . نيمه دليل است بر حد صاحب شريعت كه او نيمهء جسمانى از روحانى بياورد بعلم . و سه يك دليل است بر وصى كه او سوم است مر منزلت علم را كه از روحانى بدوم منزلت بر رسول رسيد ، و بسوم منزلت به دو رسيد كه وصى است . شش يك دليل است بر امام كه او يكى باشد از شش همه گويندگان خويش اندر هر دورى از دورها . - و اين صورت داير بدين صفت است كه نمودهايم .
صف شست و دوم سخن اندر آنك بدى را در آفرينش مايه نيست
خويشتنبينان و بزرگىجويان از آموختن ننگ داشتند و از پس خداوندان دين نرفتند تا اندر خلاف ظاهرهاى هلاككننده هلاك شدند و بدى را با نيكى اندر آفرينش اثبات كردند ، و بهرى ازيشان بنور و ظلمت گفتند - و ايشان ثنوياناند - و بهرى بيزدان و اهرمن گويند و ايشان مغانند « 1 » از متابعان به آفريد . و اندر عقل زشت است مر بدى را بخردمندى بازبستن . پس چگونه روا باشد مر بدى را بمبدع حق بازبستن ؟ و آن گروه كه بدى را نيكى ازلى ديدند گفتند كه خداوند نيكى به آخر هلاك كند مر خداوند بدى را بوقت تمام شدن خويش ، و بدين قول باطل همىكنند مذهب خويش را ، از بهر آنك اگر خداوندى ازلى است روا نباشد كه چيزى ازلى هلاك شود ، و ما اندرين
هامش
( 1 ) مغ : (magoush) طائفهيى از پارسيان را گويند كه پيرو زرتشتاند . - مغان در روزگار هخامنشيان در دستگاه دولتى نفوذى نداشته ، فقط براى اجراء آداب قربانى خوانده مىشدند .