تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بردارنده است مر نه عرض را . و ميان يكى كه علت شمار است و ميان 9 كه تمامىء اصل شمارست از آحاد شش عددى تمام است ، از بهر آنك جزءهاى او برو زيادت نگيرد و كم از او نيايد ، چنانك نيمهء شش سه است ، و سه يك او دو است و شش يك او يك است . و چون مر اين جزءها را جمله كنى شش آيد ، نه كم و نه بيش ، و او را راهنماى است بر شش صاحب شريعت از آدم تا محمد مصطفى عليهم السلام ، كه ايشان هر يكى اندر زمانهء خويش از بهر راست كردن صورتهاى روحانى آمدند اندر خلق آن زمانه ، و تمامى دعوت ايشان و راستى مقصودشان به هفتم ايشان باشد كه خداوند قيامت است ، سلام الله على ذكره ، كه بردارندهء همه قوتهاى پيامبران اوست . و معنىء آنك جزءهاء شش زيادت نكرد بر شش آنست كه عدد امامان هر دورى كه ايشان جزءهاى صاحب شريعتانند زيادت نگيرد بر عدد صاحب شريعتان و كم از ايشان نباشد ، بل كه اندر هر دورى كه شش امام بگذرد هفتم را منزلتى باشد كه آن شش گذشته را آن نباشد . و همچنين باشد تا دورهاى شريعت آن بسر آيد . و ايزد تعالى مرين شش را عليهم السلام ياد كرد بر سبيل رمز و مثل بر شش روز و گفت : عالم را اندر شش روز آفريديم ، قوله :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
، گفت كه : خداى آنست كه بيافريد آسمانها و زمين را و آنچ اندرين دو ميانست اندر شش روز پس راست شد بر عرش . و تأويل اين شش روز صاحب شريعتان‌اند كه ايشان هر يكى روزى بودند مر خلق را تا خلق بديشان بديدند به چشم دل مر عالم روحانى را ، همچنانك ببينند به چشم سر بروشنايى روز مر عالم جسمانى را ، و بآسمانها مر منزلهاى پيامبران را خواست و به زمين مرتبت وصايت را ،