به صورت و آن روز چهارم است ، و باز طبيعت روشن كرد مر عالم را به زمان و آن روز پنجم است ، و باز طبيعت روشن كرد مر عالم را به مكان و آن روز ششم است . و بماند آثار اين قوتهاى طبيعت اندر عالم ، و هر چيزى كه هست اندر عالم جسمانى ازين شش قوت اندرو اثر است . همچنين بگرد هر جسمانى شش جهت را گشتن است چون زير و زبر و پس و پيش و چپ و راست كه هر شش بازبسته است بيك شخص كه بر دارندهء آن شش جهت است بحكمت عظيم از صانع حكيم . پس همچنين اين شش صاحب شريعت داعيان خداوند قيامت بودند ، و اين شش تن كه خلق را بدان هفتم خويش خواندند مانند بودند مر شش جهت را كه هر يكى دليل همىكنند بر هفتم كه آن جسم است ، و عالم كه مرو را شش جهت بود سبب بود مر بيرون آوردن صورت جسمىء مردم را ، و قائم قيامت سلام اللّه على ذكره كه مرو را اين شش جهت بزرگوار بود كه هر يكى خلق عالم را به دو دعوت كردند سبب بود مر بيرون آوردن صورت لطيف از مردم . و جزءهاى شش را چون جمله كنى بيست و يك آيد ، چون يك و دو و سه و چهار و پنج و شش . دليل است اين جزءها بر آنك هر صاحب شريعتى را كه داعى بود مر خلق را چون اصلهاى روحانى وصىيى بود و هفت امام و دوازده حجت و اين نيز بيست و يك باشد . و عدد شش بسه قسمت شود چون نيمه و سيك و ششيك دليل است بر آنك هر صاحب شريعتى را سه منزلت است : يكى منزلت
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: ناصر خسرو
ص١٨٢