و كامل و بىنياز چون عقل . و ايزد برتر است از صفات آفريدگان و دور است از گفتار ستمگاران . پاكا ! بزرگوارا ! خدايا ! علمهاى تو اندر خزائن تو است بدان رسد كه تو مرو را بارزانى دارى ، بزرگوارى و عظمت و كبريايى و جلالت و وحدانيت تو است ، بنگاشتم اين قوتها كه عقل بدان يكتا است .
صف شست و يكم سخن اندر شش جهت عالم
ايزد تعالى مر عالم مركب را بشش جهت او تمام كرد . چون زير و زبر و چپ و راست و پس و پيش ، و هفتم آن خود عالم بود ، تا نشانى باشد مر بينندگان را به چشم بصيرت كه دين خداى هم بشش جهت او تمام شود ، كه هفتم بر اندازهء آن شش باشد ، و از بهر آن دين خداى مانندهء عالم بايست كه حاصل از عالم بود كه بازپسين زايش عالم بود ، و بشناخت آفريدگار عالم جز مردم چيزى نرسيد ، و دين دار مردم بود ، و مردم از بهر دين بايست همچنانك عالم از بهر مردم بايست . پس درست شد كه عالم از بهر دين بايست و مردم از بهر سبب دين بمانند عالم آمد كه دين علتى بود از علتهاى عالم و عالم معلول دين بود ، و علت بمعلول ماننده باشد برويى از رويها . و عالم بشش جهت از بهر آن مخصوص گشت كه عدد خود 9 آمد از نهاد ايزدى و ده بيكى بازگشت به عقد همچنانك بيست به دو بازگشت ، و سىامى بسه بازگشت ، و 9 عرض است كه يك جوهر برآرندهء آنست ، كه شرح آن اندر كتاب « مفتاح » گفتهايم .
پس يك جوهر جسمى بردارنده است مر شش جانب را ، و يك جوهر نيز