و دليل بر آنك كمال اندر پديد آوردن عقل كلى با آن كشيده شده است و زو جدا نشود آنست كه كمال بجوهر عقل الفغدهء جزئى پيوسته شود چون محيط شود بر معلولات و توهم نكند كه كامل با ناقص برابر است بلك داند كه تمام برتر و بهتر است . پس ازين جهت معلوم شد كه كمال مطلق كشنده است با جوهر عقل كلى بآفريدن او و دليل بر آنك بىنيازى كشيده شده است با آفرينش عقل كلى و زو جدا نشود آنست كه از بىنيازى برتر و شريفتر هيچ چيز نيست ، و چون عقل كلى از بىنيازىء خويش مر نفس را بهره كند آن كس بغايت شرف رسد اندر خلق ، و عقل الفغدهء جزئى كه قوت گيرد بدانستن معقولات بىنيازى پذيرد . پس ازين روى دليل شد كه بىنيازى مطلق كشيده شده است با عقل كلى اندر آفرينش ، و مر عقل را عظيمتر قوتى بىنيازيست ، و كمتر فوتى ذهن است مرو را هر چند كه ذهن نزديك طبيعت اندر غايت شرف است از بهر دائمى را ، و از بهر آنك ايزد تعالى مر ذهن را خزانهء حركات زمانى كرده است . و زير اين قوتها كه ياد كرده شد سرهاى بسيار است ، و قوتهاى عقل بيش از آنست كه مردم بگفتار اندر آن تواند رسيدن ، از بهر آنك چيزهاى است كه عقل بدان يكتاست ، و بدانيد كه يكى فرو ريزد مر آن را كمتر لحظتى بر معلول خويش تا معلول او توانايى عبارت كردن آن يابد . و اكنون آن همه قوتها گرد كرده است اندر نقطهء عقل كه آن مركز هر دو جهان است . پاك است آن خدائى كه پيدا آورد جوهرى شريف
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: ناصر خسرو
ص١٧٨