مرو را داده است اندر علت او بىآنك از نخست مر آن را صورت كند ، بل بدان قوت كه عظيم كه دارد هر چيزى را اندر صورتها بجايگاه خويش همىنهد .
همچنين گوئيم كه مبدع حق كه با او چيز نيست و امر او ابداع محض است همه علم و حكمت بيافريد مر عالم را با همه صورتهاى او بىآنك چگونگىء آن معلوم بود نزديك او سبحانه پيش از آفرينش آن . نيز گوئيم كه صورة آن مرد موجود نبودى نزديك مبدع حق و ناممكن بودى آفريدن چيزى نادانستن اگر ندانندى كه چه ميگويند باز كردندى از آن ، از بهر آنك از يك روى همى روا ندارند آفريدن عالم به صورتى نادانسته ، و از ديگر روى همى روا دارند آفريدن عالم نه از چيزى و مر ابداع ايزد را بآفريدن چيز نه از چيز مقر آمدستند كه اين عظيمتر از همه توانائيهاست و منكر شدستند آن چيزى را كه فرود از آنست ، و آن صورت كردن عالم است بىآنك صورت نزديك او معلوم بود .
و هر آنچ همىگويند صورت عالم پيش از ابداع عالم نزديك مبدع حق موجود بود مر صورت هر دو علم را فضل همىنهند بر هر دو عالم ، از بهر آنك روا همىدارند كه خداى تعالى هر دو عالم را بيافريد نه از چيزى ، و روا نمىدارند كه صورت عالم نزديك او نبود پيش از آفرينش . و چون چنين همىگويند صورت عالم را بر عالم فضل مىنهند و فائده اندر دو عالم است نه اندر صورتهاى آن ، و خداى تعالى برتر است از آنك نزديك او فاضلتر آن چيز باشد كه در و فائده نبود .
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: ناصر خسرو
ص١٧٢