بود ، همىبدان مثال كه غذاها كه مر جسم را شايد و قوام زندگى جسم بدان است ، چون اندر بوستان باشد بآغاز پوست و خاشاك و خار باشد و پيش از وقت رسيدن پنهان باشد اندر ميان برگ و شاخ و كشتهاى خويش ، چون وقت آن باشد كه جسد زو همى زندگى خواهد پذيرفتن آن كثافتها را بيفكند ، و تلخى و ترشى را بشيرينى و خوشى بدل كند و بيرون آيد بر نيكوتر آرايشى بديدار و خوشتر وجهى از مزه و با راحتتر جاهى از بوى و از ميان كشتن و برگ و شاخ بيرون آرندش . و نيز جسد از چشيدنش رنجه نشود و از بوى او براحت رسد ، و نگاهبان او از نگاه داشتن او رسته شود . - اين مثل بهشت است كه مرو را خداى تعالى بوستان خواند كه فوائد او برابر كرده شد اندر باب نفسانى با فوائد بوستان اندر باب جسمانى يك يك .
و اما آتش كه آن جاى گناهكاران است مثل دوزخ بدان از بهر آنست كه آتش به كار آيد اندر صلاح جسد از بهر پختن چيزهاى خام . و نيز آتش تباه كند مر صورتهاى جسدانى طبيعى را ، چنانك صورت آن چيز ناپيدا كند و مجهول گرداندش . همچنين شريعتهاى پيامبران مثل است بر آتش كه آشكارا شدن آن به كار است صلاح ظاهر عالم را و قوام خلق جسمانى بدان باشد . مگر آن باشد كه مشغول بدان تباه كند صورتهاى لطيف را اندر شبهت و بماند اندر پوشش مثلها و رمزها . و صورت لطيف چون اندر ظاهر محض اوفتد خويشتن را اندر غايت بدبختى رساند و بجملة الامر آتش شريعتى مر صورتهاى لطيف نفسانى را همچنان زيان دارد كه آتش طبيعى مر صورتهاى كثيف جسدانى را زيان دارد . و مثل ظاهر شريعت اندر زيان و سود او با صورت لطيف چنانست چون مثل زهر قاتل كه طبايع مرو را بيرون داده است
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: ناصر خسرو
ص١٦٨