تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كه ذات اوست ببقاء نفس باقى است . و معلومات روحانى باقى است . و چون معلوم و علم و عالم هر سه باقى باشد آن لذت كز ميان سه باقى پديد آيد بريده نشود . پس درست كرديم كه لذات نفسانى كه باقيست علمى است . و نيز علم تباه نشود ، و چون بحاصل شد قوىتر و بيشتر شود ، و حس به كار فرمودن تباه شود . و دليل بر آنك لذت علم باقى است آنست كه چون اندكى از چيزى بدانى ازو نيز آرزو شود . و هر چند بيشتر دانى از روى دانستن بيشتر آيد ، و لذات حسى بخلاف اين است ، از بهر آنك چون مقدارى از طعام بخورى آن قوت لذت كه همىيابى كمتر شود ، و هر چند بيشتر خورى لذت كمتر شود ، تا بدان جاى رسد كه اگر ستم كنى تا آن كس يك لقمه افزونى بخورد بيمار گردد و هلاك شود آن خورنده . و نيز لذت علمى كه غذاى روح است هر چند بيشتر مر آن را كار بندى خوشتر از ان آيد كه اول كار بسته باشى ، از بهر آنك اول نادانسته باشد و نيك معلوم نشود ، و چون از پس آنك دانسته باشى بگويى يا بنمايى يا ازو برانديشى لذت تمام ازو آن وقت يا بى . و اين بخلاف لذت حسى است كه لقمهء بازپسين بنا خوشى و دشوارى خورده شود و لقمهء پيشين بآرزو و آسانى ، تا بجايى رسد به آخر كه خورنده بوى آن طعام نتواند بردن . پس درست شد كه ثواب علمى است نه حسى ، و اين برهان ظاهر است خردمند را .