صف پنجاه و ششم اندر صفت بهشت و دوزخ
معنىء بهشت جاى اهل ثواب است و معنىء دوزخ جاى اهل عقاب است .
و خداى تعالى مر بهشت را بتازى چند جاى ياد كرد بجنة ، و دوزخ را نار خواند .
و جنت بوستانى باشد آراسته بدرختان بارور و اسپر غمهاى خوش و آب روان و جايهاى با راحت و پاكيزه ، چنانك حس را اندران راحت باشد .
پس گوئيم كه چون درست كرديم ازين پيش كه ثواب علمى است نه حسى ، ببايد دانستن كه فائدهاى عقلى كه آن شناخت لطائف است كه جملگى آرايش و راحت و لذت كه اندرين عالم همىآيد از آنجا همىآيد ، بوستان نفس سخن گوى است گه مر آن را بگفتار و انديشه نتوان يافتن . و آن آراسته است پيش روان دين كه ايشان درختان آن بوستاناند . و بگشتن اندر آن بوستان و نگريستن به چشم بصيرت اندر آن مر نفس ناطقه را لذت براحت و شادى و آسانى باشد . و لكن علم الهى اندرين عالم بلفظها و مثلها بسته باشد و جدا نشود از آن تا بدان وقت كه ايزد تعالى مر آن را تقدير كرده است .
و چون وقت آن فراز آيد آن حكمتها از ميان مثلها و رمزها بيرون آيد بر نيكوتر آرايشى كه چشم چنان نديده است ، و نه هيچ گوش صفت آن شنودست ، و نه بر دل هيچ مردم آن گذشته است . و آن وقت نيز دل از ان سرد نشود ؛ و يابندهء آن از ان ملول نشود ، و از نگاه داشتن آن پرداخته نشود . و پيش از آن همى ملول گشت چون اندر پوست مثلها و رمزها بود و همى نگاه بايست داشتن مر آن را نبشتن و درس كردن ، بدان سبب كه اندر تيرگى لفظها و مثلها