تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بارى بعقل پيوسته است . پس خود باصل خويش بازگشته است و مرو را فنا لازم نيايد . اما هر چيزى كه تباه شود تباه شدن او از دو گونه باشد : يا از جهت ذات آن چيز باشد يا از جهت ذاتى ديگر . اما آن چيز كه فنا و فساد او از جهت ذاتى ديگر باشد آن ذات ديگر بايد كه قاهر و قوى باشد و ضد باشد مر اين ديگر را تا بقهر و قوت و ضدى خويش تباه كند مر ضد خويش را ، و آن چيز كه فساد او از جهت ذات او باشد آن طريق استحالت باشد كه مستحيل شود بسبب اختلاء كه اندر ذات او باشد . و ما اندر عقل چيزى نيافتيم جز از گوهر او تا مرو را مخالف گشتى . و عقل بسبب آن خلاف مستحيل نبودى اندر ذات خويش . و نيز چيزى ديگر نيست كه قوت او از قوت عقل افزون است تا بدان قوت مر عقل را قهر كند و فساد را اندر او آرد . اگر كسى گويد كه ايزد تعالى كه پديدآرندهء عقل است ازو قوىتر است و نشايد كه مر عقل را قهر كند ؟ جواب او را گوئيم كه ايزد جل جلاله برتر است از آنك او را قوت گويند بل كه او بخشد مر آفريدگان را قوتهاى شريف ، و قوتهاى ايزد تعالى اندر امر اوست نه اندر اوئى او . پس اگر گويد قدرت و قوت روا داريم ايزد را از بهر آنك هر چه اندر امر او باشد اندرو باشد ، گوئيم كه اين عالم نيز بامر او بپاىشده است . - پس ازين قياس روا شد كه اين عالم با اين همه كثافت اندر ذات ايزد باشد ، تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا . و نيز گوئيم امر ايزد سبحانه كه بود نه زيادت گرفت و نه نقصان پذيرفت و نه امرى ديگر پديد آمد بخلاف آن . معنىء « كن » آن باشد كه بباش ، پس بدين فرمان ببود عقل تمام بىهيچ خلاف و نقصان . پس اگر روا باشد كه اندر آنچ بامر ايزد تعالى بود بىميانجى نقصان اندر آيد آن نقصان و فساد بامرى ديگر
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 154 | ناصر خسرو