تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
خلق بدست فريشته ايست كه او را ملك الموت خوانند و سببهاء مرگ اندر عالم بسيار است و آشكارست ، پس بازگشت اين سببهاى بسيار كه هست مرگ را باتفاق دانا و نادان بيك روحانى است ، و زين قياس درست باشد كه چيزهاى روحانى فراوان اندكى شود بىآنك نقصان پذيرد ، و بدين دليل كه نموديم درست شد خردمند را كه شمار مر جسمانيان را شمرد و فرشتگان خداى را شمار نشمارد . و ديگر گويند كه ايزد تعالى بر هر چيزى فرشته‌يى موكل كرده است و هيچ چيز نيست كه محتاج نيست كه فريشته‌اى برو موكل كنيد تا شمار او نگاه دارد اندر جنس و نوع آن هر شمارى را بر حد آن تا نياميزد با شمارى ديگر و زيادت نگيرد و كم نشود از حد خويش و حرث و نسل يعنى رستن و زادن بجاى خويش باشد ، از بهر آنكه راستىء عالم طبيعت بشمارست و خداى تعالى همىگويد ، قوله ،
« وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً »
. گفت : خداى بشمرد هر چيزى را بشمارى ، پس هر چيزى را از اجناس و انواع ذات او خود موكل است كه وى از آن موكل رهايى نيابد ، و آن ذات مرو را روحانى است نه جسمانى ، از بهر آنك اگر جسمانى بدى تغيير پذيرفتى ، چنانك آنست آنچ روحانى است ، و آن راستى است از حال خويش نگردد ؛ و لكن آنچ ازو جسمانى است ، و آن رنگ و پوست و خردى و بزرگى و قوت و ضعف است ، كردنده است . و ديگر گوئيم كه شمار آن كميت است از قسم منفصل ، و كميت چندى باشد و چندى گوهرهاى جسمانى را لازم آيد . پس اگر فريشتگان زير شمار بودندى تا توانستى گفتن كه ايشان چندند خود جسم بودندى ، و گر فريشتگان جسم