تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
قول كه گفتيم نفس كل جزء است نه اثر نه آن خواستيم كه جزء پاره‌يى از اوست كهتر و مهتر ، و لكن آن خواستيم كه پيدا كنيم كه جوهر نفس مردم جوهر نفس كل است و باقى است همچنو بپذيرفتن علم و ناچيز شونده نيست چون اثر از مؤثر كش بمؤثر خويش رسيدن نباشد .

صف چهل و نهم سخن اندر فريشتگان كه شمار بر ايشان نيوفتد

ببايد دانست كه هر چه شمار بر او افتد آن چيز زيادت و نقصان پذيرد . و هر چه بدين صفت باشد جسم باشد و فريشتگان جسم نيستند . پس درست شد كه شمار بر فريشتگان نيوفتد . و اندر چيزهاى جسمانى موجود است اين شرط كه شمرده را كه چيزى برو برافزايى افزون شود و اگر از او چيزى نقصان كنى اندكى پذيرد ، چنانك شش شماريست از شمرده‌هاى جسمانى گرد آمده اندر دو و چهار كه آن پنج و هفت است ، از بهر آنك چون از شش يكى كم كنى پنج ماند و گر يكى بر شش افزايى هفت شود . پس شش اندر حصار اين دو شمار است كه يكى ازو بيش است و يكى كم است . و اما آن چيز كه اندك شود بافزونى شمرد و بسيار شود بنقصان شمردهء آن چيز اندر حصار شمار نيايد ، از بهر آنك اندر روحانيات يكى را بجايگاه هزار بنهند و زيادت نگيرد . و هزار را بجايگاه يكى بنهند و نقصان نپذيرد . و مثال آن چنانست كه گويند كه ايزد تعالى با هر قطرهء باران يكى فريشته بفرستد كه مر آن را فرود آرد آنجا كه خواهد . و گر خردمند اندرين فكر كند و حقيقت اين را