صف چهل و ششم سخن اندر آنك صورتهاى جسدانى اندر طبيعت نفس كلى نهادست تا همى بيرون آيد
گوئيم كه آفرينش چنانست كه ظاهر چيزها بر باطن او دليل است ، چنانك بيشتر از درختان چنانست كه برگش ببارش ماننده است . چنانك برگ درخت سيب همچون سيب گرد است . و برگ درخت انبرود « 1 » هم شكل انبرود است ، و برگ سنجد مانندهء سنجديست . و چون حال اندر نبات كه آغاز بزايش اوست مر عالم را چنين يافتيم ، گفتيم اندر مردم كه انجام زايش اوست حال مانند اين باشد . پس يافتيم بار درخت مردم كه مردم بدان از ديگر جانوران جداست سخن گفتن است ، و خداوندان سخنگويان مر پيامبران عليهم السلام يافتيم كه فرستادگان نفس كلى بودند بسوى خلق بامر خداى سبحانه ، و ايشان عليهم السلام مايهء صورتهاى روحانى را كه نفس مردم بدان باقى گردد . اندر كتابهاى خداوند نهادند به زبان خويش تا مردمان معانىء آن را همى بيرون آرند و يك بديگر همىدهند تا آخر الدهر ، و نادان بىهيچ صورت بدان مايهء صورتها كه پيامبران عليهم السلام اندر كتاب خداى تعالى و شريعت نهادند صورت آخرتىء نفسانى همىپذيرند و همى بيرون شوند سوى عالم روحانى ، و اصل آن پيامبران عليهم السلام نهادهاند اندر كتاب . و اين حال دليل كرد بر آنك صورتهاى جسمانى را نفس كلى همچنين مايه اندرين طبايع نهادست تا بروزگارها طبايع مر آن را همىآرد كه اين عالم كاكرد نفس
هامش
( 1 ) انبرود : بر وزن و معنىء « امرود » است .