كز قديم باز اينجا نهاده است و بدين شهر كسى كژدم نديد است ، و اگر از بيرون شهر كژدمى بگيرد و به شهر اندر آرد و رها كند آن كژدم تا از شهر بيرون نشود نيارامد . پس پيغامبران عليهم السلام مر شريعت را برابر فساد كن ساختند ، تا فساد مفسدان را بشريعت از خلق بازداشتند و ايشان را آرام دادند ، و گرنه چنين كردندى جاهلان امت مر دانايان را تباه كردندى و فساد عالم بودى از آن . و اين سياستى نيكو بود از پيامبران عليهم السلام مر امت را .
و شريعت اندر ميان خلق امروز بر مثال آن صورت است كه فساد بدان صورت از خلق بريده شده است .
و ديگر آنست كه اندر كار بستن شريعت مردم را راست كردن است بر صلاح و خير ، و كار بستن شريعت مران قوت را كز نفس نگاهبان و زنده دار جسد است هم بدان منزلت است كه اقرار دادن بشهادت مران قوت راست كز نفس بر زبان موكل است ، و بجاى دانش است مران قوت را كز نفس قرارگاه او دل است ، و بر هر قوتى از قوتهاى نفس انسانى مر خداى را تعالى طاعتى است بر اندازهء توانايى آن قوت ، از طاعت خداى تعالى كه او را توانايى آنست ، چنانك خداى تعالى مىگويد ، قوله :
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
. گفت : خداى نفرمايد هيچكس را جز آنك توانائى او آنست .