تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
از فلاسفه آن است كه نفس گوهرى بسيط است زنده و اندر يابنده و سخن گوى . و نزديك حكماء شريعت روح شريفتر از نفس است . و نزديك فلاسفه نفس شريفتر از روح است . و هر گروهى را برين دعوى خويش حجتهاست كه آن را بيفكنديم از بيم گرانى و درازى كتاب . و اندر كتب افلاطون چنانست كه نفسهاى مردم چون از كالبدها شود اندر حيوانات شود بر اندازهء آن خوها كه آن مردمان گرفته باشند : آنك خوى شيران دارد نفس او اندر شيرى شود ، و آنك طبع خران و گاوان دارد نفسهاى ايشان اندر آن خزان و گاوان شوند . و خردمندان از اهل شريعت دانند كه اين سخن ناخوبست . و گروهى از شاگردان افلاطون گفتند كه حكيم فاضل بدين قول اثبات تناسخ نخواست ، و لكن اين سخن بر اندازه روزگار خويش گفت مر سياست خلق را بر سبيل رمز و مثل . و از فرفيريوس « 1 » حكايت كنند كه اندر كتاب « طبيعت الانسان » از يونانيان گفت كه ايشان گويند كه نفس بسيار گونهاست ، چنانك شخص بسيار گونهاست ، و هر نوعى از نفسها اندر نوع جسد خويش شود ، و آن مردم جز اندر جسدهاى مردم نشود ، و آن ستوران جز اندر ستور نشود ، و هم برين مثال هر روانى اندر تنى شود كه در خور او باشد . و قول افلاطون چنانست كه گويد روانهاى بدان كه از تنهاى ايشان بيرون شود ديوان گردند . و ديو نزديك او نفس بد كردار است كه از جسد جدا شده باشد . و شاگردان افلاطون گفتند كه آن تنها كه افلاطون گفت نه اين تنهاى كثيف است ،
هامش
( 1 ) نام اصليشmalachusاست ، بسال 232 ميلادى درbataneaساحل كشور سوريه زاده و بسال 304 در شهر « رم » در گذشته . او سريانىنژاد و از فلاسفهء مدرسهء اسكندريه بود ، تأليفاتى به زبان يونانى دارد ، از جمله « ايساغوجى » كه مقدمه‌ايست بر كليات خمس منطق .
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 138 | ناصر خسرو