حكايت كنند . و ديگر قول آن كسانست كه برزخ را نه محسوس گويند و نه موهوم ، و آن فلاسفه و دهريان و طبايعيان و فلكياناند . و سديگر قول آن كسان است كه برزخ محسوس را گويند و موهوم نگويند . و آن تناسخياناند بمذهب افلاطون « 1 » دعوى كنند ، و آن نيز طريق بو يعقوب سجزى است . و چهارم قول آن كسانست كه برزخ موهوم گويند و محسوس نگويند و بدان مران نور را خواهند كه زبر فلكست بر طريق خواجهء شهيد و پسرش حسن مسعود و آن احمد صالح ( ؟ ) كه پيش ازيشان بود . پس ما سخنهاى شريف را و سرهاى عظيم را جمله ياد كرديم از بهر صلاح خداوندان عقل تا كسانى كه راه نمىدانند راه برند و گمراهان مر بيچارگان را از راه نبرند و سخن حق را از باطل بدانند و محققان راه از مبطلان جدا كنند ، و شنوديم كه يكى از ضعيفان جوينده يكى را از عالمان پرسيد از حال و حقيقت برزخ ، آن دانا
هامش
( 1 ) افلاطونplatonفيلسوف نامى يونان ، شاگرد سقراط و استاد ارسطو ، ميان ، سالهاى 429 و 427 پيش از ميلاد مسيح در شهر آتن يا در جزيرهء اژينEgineزادهء ، بزرگ بزرگزادهيى عالى نسب بوده است .
افلاطون در 20 سالگى بسقراط پيوست ، ده سال دوست وفادار و تلميذ مخلص حكيم مشار اليه بود پس از مرگ سقراط ( سال 399 ) شاگردانش پراگندند افلاطون ده سال جهانگردى و سير در آفاق و انفس كرد ، از اكابر هر فن علوم متنوعه فرا گرفت . چون بيونان بازگشت مدرسهء خود را در بوستانى كه در 1100 مترى شمال غربى آتن داشت تأسيس كرد و 40 سال بتعليم گذرانيد .
افلاطون بسال 347 در گذشت و كالبدش در همان بوستان زير سايهء شاخهاى درخت زيتون به خاك سپرده شد . او 82 سال زندگانى كرد ، چون اعراض از دنيا و احتراز از آلايشهاى آن را بر حكيم واجب ميدانست ، در تمام عمر بسادگى زيست ، زن نگرفت ، كريم الاخلاق و نيكوكار بود .
افلاطون گوهر يكتاى حكمت ، متفكرى عميق و متكلمى فصيح و بليغ بود ، از آثارش 30 رساله در دست است كه نفيسترين يادگار حكمت و بلاغت بشمار ميرود .