صف چهل و سوم سخن اندر فرق ميان نفس و روح
هر گروهى از اهل مذاهب را اندر نفس و روح اختلاف است ، و بيشتر مردم اهل ظاهر بر آنند كه نفس اين جسد كثيف است و مردم اين هيكل طاهرست ، مگر از مذهب معتزله « 1 » و بهرى از مردمان صابى « 2 » كه گويند مردم اين جسد كثيف است . و قول اهل ظاهر آنست كه روح عرضى است لطيف و آن زندگانى است كه مردم بدان سخن گوى است و اندر يابنده ، و مذهب بيشتر
هامش
( 1 ) مذهب اعتزال در پايانهاى سدهء نخستين هجرى پديد آمد . چون اصول اين مذهب پيروى از احكام عقل و منطق بود پيروان بسيار پيدا كرد . معتزله قائل بودند بعدل و توحيد و غلو داشتند در نفى صفات الهيه ، مقالاتشان در توحيد در غايت سمو و رفعت بود ، مىكوشيدند كه عقائد خود را بأدلهء عقليه ثابت كنند . و من مظاهر تمجيدهم للعقل تفسيرهم للقرآن بالمعقول اكثر من اعتمادهم على المنقول . و اهتمام داشتند بدفاع از اسلام و رد شبهات ملحدين .
مدرسهء معتزله منقسم مىشود به دو شعبهء : شعبهء بغداد و شعبهء بصره ؛ و هر شعبه رنگ خاصى دارد .
( 2 ) در وجه تسميهء صابيان خلاف كردهاند . علماء لغت گويند صبأ الرجل اذا مال و زاغ .
ولى ظاهر اين است كه صابى از « صبأ » يا « صباؤت » كه در زبان عبرى به معناى مجد يا لشكر آسمانى است آمده . مركز عمدهء صابيان « حران » شهر باستانى عراق و قصبهء ديار مضر است .
صابيان در تاريخ فلسفه اهميتى بسزا دارند .
اين كيش كهن ، كه هنوز هم در پارهاى از بلاد عراق و مرزهاى جنوبى ايران پيروانى دارد تركيبى است از دين كلدانى باستان كه فلسفهء افلاطونى نوين نيز در آن راه يافته است .
صابيان از جهتى يكتاپرستند و مقالاتشان در توحيد بسيار متقن است ، از جهت ديگر مشركاند چه : فرشتگان و ستارگان و عقولى را كه پنداشتهاند در آنها حلول ميكنند و بفرمان خداى كلان مدبر جهانند مىپرستند .
ولى الدين ابو زيد عبد الرحمن بن محمد بن خلدون در مقدمهء نفيس تاريخ خود مىنويسد « الصائبة هم القائلون بالهياكل و الارباب السماوية و الاصنام الارضية و انكار النبوات ، و هم اصناف . »