مرگ نيست ، از بهر آنك مرگ از اين دو حال مخالف است : يا سرماى بىحد ، يا گرماى بىحد . و هر چيزى كه آن به چهار درجه سرد است از داروها يا به چهار درجه گرم است آن چيز زهر كشنده است ، و هركجا سرما و گرما نباشد مرگ نباشد - اين بود معنىء ترسانيدن پيغامبران عليهم السلام مر خلق را بسرما و گرماى قيامت . و چنان ببايد دانستن مؤمن را كه بقيامت نه سرما است و نه گرما ، و اين مثلى بود كه رسولان زدند ، بل چنان بايد صورت كردن كه اگر همه سرماهاى عالم جسمانى بر يك مردم جمله كنى تا همه قوت خويش بدان يك تن رساند صد سال اندر آن يك تن از آن سرما آن رنج نبيند كه بيك دم زدن از رنج سرماى قيامت بيند ، و حال گرماى قيامت هم برين جمله قياس بايد كردن . و لكن ما خواستيم تا معنىء رنج بدين عقوبت مر خلق را كه پيغامبران عليهم السلام زليفن « 1 » كردند بازنماييم ، نه آن خواستيم كه عقوبت نفى كنيم ، نعوذ باللّه من عذاب اللّه .
صف چهل و دوم سخن اندر برزخ « 2 »
از قول گروهى از دانايان خواجهء شهيد ابو الحسن نخشبى « 3 » رضى اللّه عنه اندرين معنى آنست كه از بر فلك الافلاك نورى لطيف است نه متحرك و نه
هامش
( 1 ) زليفن : وعيد .
( 2 ) برزخ حاجز ميان دو چيز را گويند . و البرزخ فى قوله عليه السلام « نخاف عليكم هول البرزخ » هو ما بين الدنيا و الآخرة ، من وقت الموت الى البعث .
( 3 ) يكى از دعاة فاطميان مصر كه بسال 331 هجرى بفرمان نوح بن نصر پادشاه سامانى در بخارا ، بجرم تشيع ، كشته شد .