تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
و بدين دو چيز نفس اندر اين عالم رنجه شود ، و آن حال كه ميان اين دو حال است نفس از او لذت يابد . پس ترسانيدن پيامبران عليهم السلام مر امت را بسرما و گرماى قيامت ازيشان بر سبيل مثل بود . و بدين گفتار معنىء آن خواستند ، كه هر كه او توحيد را بىميانجىء اولياء خداى و بىعمل پذيرد مفرط شود ، اعنى از حد اندر گذرد ، از يراك بىميانجىء اولياء و رسول و وصى و امام مر توحيد را صفت نتوان كردن ، و اگر كسى بىاين ميانجيان توحيد جويد معطل شود ، اعنى كه خداى را نيست گويد ، پس اگر بىميانجىء اولياء خداى خواهد كه نيست بگويد و بكوشد تا اثبات كند بتشبيه اندر افتد . و اين هر دو كنارهء توحيد است يكى تشبيه ماننده بسرماى زمهرير كه او فرودين نقطهء عالم است . و مردم اندر تشبيه آن وقت افتد كه با مثالهاى كثيف و ظاهر شريعت توحيد جويد . و همچنين چون بىظاهر بر مثل و شناختن تأويل آن مثلها توحيد جويد اندر تعطيل افتد كه آن برترين حدى است از عالم كه آنجا آتش سوزان است . و آنچه بميانجى ميانجيان حق گفته شود و اعتقاد كرده شود بر اعتدال باشد ، و آن كس از سرما و گرماى قيامت رسته شود ، چنانك خداى تعالى ميگويد ، قوله :
« لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً »
همىگويد : نبينند اندر بهشت نه گرما و نه سرما . معنيش آن خواست كه مؤمنان را توحيد آلوده نشود نه بتشبيه و نه بتعطيل ، و هم اين معنى بود كز رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم پرسيدند از حال بهشت كه سرد است يا گرم ؟ وى عليه السلام جواب داد و گفت : هو صحيح مثل برد السحر . گفت : هواء بهشت ميانه است نه سرد است و نه گرم همچون خنكىء سپيده دم . و گفتن او صلى اللّه عليه و آله و سلم كه بهشت نه سرد است و نه گرم نشان بود از آن كه اندر بهشت