تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
مانند است بيكى كه اول شمار است ، و هيچ چيز از عدد بر يكى پيشى ندارد بلك هستىء همهء شمارها از يكى است همچنين عقل اول يكيست و ذات همهء معلولاتست پس معلولات همه از عقل وجود يافته است همچنانك شمارها همه از يكى پديد آمده است ، و همه عددها نام يكى دارد چون يك هزار و صد هزار و پيش و كم نام يكى بر همه افتاده است ، و آغاز شمارها همه از يكى باشد و انجامش نيز به يكى باشد ، همچنين پديد آمدن همهء چيزها از عقل است و باز عقل بر همهء چيزها محيط است ، و محيط بودن عقل بر چيزها گواهى همىدهد كه همهء چيزها از و پديد آمده است كه عقل است ، و همچنانك بدان كه اندروست مر شمارها را مادت دهد تا بسيار شود شمارهاى عقل نيز به قوت خويش مادت دهد تا معقولات بسيار شود ، و ايزد تعالى وصف كرد امر خويش را كه بدان آفريد همهء مبدعات و مخلوقات بكلمهء
« لكِنْ »
، و ابن خطاب خداى است و خطاب را جوهرى خطاب‌پذير واجب آيد ، و محال باشد كه ايزد تعالى خطاب كند با چيزى كه آن چيز خطاب ايزد نداند و خطاب روا نباشد مگر با جوهرى كه خطاب شناسد ، پس گوئيم كه آن جوهر خطاب‌شناس عقل است كه تواناى پذيرفتن امر بارى است ، و چون امر ايزد به پيدا كردن عالم طبيعت رسيد مضاف كرد - اعنى بازبسته كرد - آفرينش عالم طبيعى را با آفرينش تقديرى ، و آفرينش تقديرى بمنزلت فرود از آفرينش ابداعى است ، نبينى كه مر آفرينش آسمانها و زمين را « كن » بگفت مگر گفت ، قوله :
« خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ »
و اكنون گفت : بيافريد آسمانها و زمين را و بكرد تاريكها و روشنايى را از بهر آنك مر آسمانها و زمين را طاقت پذيرفتن فرمان نبود ، و همچنين بازبسته كرد آفرينش جسدهاى
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 93 | ناصر خسرو