است و آن پيغمبريست كه شريعت آرد و تأليف كتاب و اعمال كند و خلق را بر پذيرفتن ظاهر آن تكليف كند ، و ديگر مرتبت وصايت است كه بنياد تأويل او نهد و مثلها و رمزها را معنى بگويد و خلق را از موج شبهت به خشكى و ايمنى حقيقت برساند ، و سديگر مرتبت امامت است كه ظاهر و باطن را امام نگاه دارد و خلق را بر اندازهء طاقت ايشان از علم تأويل بهره دهد اندر هر زمانى ، و اين كنارهء بازپسين است اندر دين ، و تمامىء دين اندر امام است .
پس گوئيم كه اين سه مرتبت اندر خلق از سر دور آدم عليه السلام تا به آخر دور محمد صلى اللّه عليه و آله بگشت . هر مرتبتى اندر شش تن و هژده تن اندر عالم اندرين سه مرتبت ايستادند چون آدم و اساس او و امام او ، و نوح و اساس او و امام او ، و ابراهيم و اساس او و امام او ، و موسى و اساس او و امام او ، و عيسى و اساس او و امام او ، و محمد و اساس او و امام او ، عليهم السلام ، و به هفتم ايشان كار دين تمام شود . و آن هفتم نوزدهم باشد مر تن هژده را ، چنانك خداى تعالى فرمود ، قوله :
« سَأُصْلِيهِ سَقَرَ وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا »
همىگويد : سر انجام اندر افكنيمش بدوزخ و توجه دانى اى محمد كه آن چه دوزخ است و آن آنست كه نه بمانند و نه بگذارند درفشنده است مردم را و برو مؤكل است و نكرديم خداوند آتش مگر فرشتگان و نكرديم شمار ايشان مگر آزمايشى مر آنها را كه كافر شدند تا زيادت شود ايمان كروندگان و به شك نيوفتند آن كسان كه كتاب را بپذيرفتند