خداوند هشت قوت شود كه به چهار قوت از آن مردم از درجهء ستورى برتر آمد ، از حكم عقلى واجب آيد كه آن كس كه آن هشت قوت را جمله كند او بر سالار جانوران سالار شود . - سالار جانوران مردم است و سالار مردم پيغمبرانند .
صلوات اللّه عليهم اجمعين
اين برهانى روشن است مر خداوند بصيرت را ، و اللّه تعالى أعلم و أحكم .
صف بيست و ششم سخن اندر خداوند قيامت كه او چرا شريعت نو بيارد
گوئيم كه چيزها را كه هست اندر عالم دو كناره و ميانه است ، و هر بودهيى را تمامىء آن اندر كنارهء بازپسين اوست ، چنانك مر چيزها را كه اندرو روح است كنارهء نخستين او نبات است و ميانهاش حيوان است و كنارهء بازپسين او مردم است كه بر نبات و حيوان سالار است و تمامىء حيوان اندروست . پس حال اندر دين همچنين واجب آيد از بهر آنك آفرينش مردم از بهر دين بوده است و تمامىء مردم اندر دين است ، و هر كه او را دين نيست او ناقص است ، از بهر آن بود كه پيامبران عليهم السلام مر كافران را كشتن فرمودند . و مثل مردم كه دين پذيرفته باشد چون مثل نطفه باشد كه به حد قوة مردم باشد ، چه اگر كسى ده بار مجامعت كند با حلال خويش كه هر مجامعتى ممكن بودى كه فرزندى بودى وزان ده مجامعت او هيچ فرزند نباشد او را بدان گرفتارى نباشد ، هر چند كه آن نطفه كه او مردم بود تباه شد ، از بهر آنك ناقص بود . پس كشتن مردم بىدين برابر است با تباه شدن نطفه و از و بزهيى نباشد بكشتن او بلك ثواب باشد مر كشندهء او را .
پس گوئيم كه مر دين را همچنين سه مرتبت است : نخست از او مرتبت نطق