كنارهاش به آب است و همچنين لام ديگر را بيند كه چون آبست ميان دو اندازه از درازى و پهنى و ها را بيند كه گرد است برابر زمين و آرام جاى جانوران بر زمين است كه او از نام اللّه بمنزلت هاء است ، و همچنين معدنهاى روحانى چهارگانه كه ياد كرديم ماننده است به چهار ركن طبايع ، از بهر آنك عقل كل مانندهء آتش است كه مر نفس را گرم كند بدانچ از روى تمامى بر رسيدن به ثواب ابدى اندر نفس از عقل پديد آيد ، و عقل لطيف كند نفس منطقى را تا او را از حد قوت به حد فعل آردش و از دائرهء طبيعت بيرون بردش . و همچنانك عقل نهايت است مر آن چهار اصل بزرگ را آتش نهايت است مر چهار ركن عالم را .
و همچنانك آتش پيدا نشود مگر بگوهرى فرود از و كه مرو را بپذيرد عقل نيز پيدا نشود مگر بگوهر نفس كه فرود ازوست كه مرو را بپذيرد ، و از آتش برتر اندر آفرينش فلك قمر است كه بسته است از افراز او ، و فلك قمر كه برتر از آتش است بيرون است از صفات اين چهار طبع زير او است ، همچنين برتر از جوهر عقل كلى بسته است كلمت ايزد كه بيرونست از صفات همهء موجودات كه هستيها است از روحانى و جسمانى ، و همچنانك با آتش هيچ چيز توانايى ندارد و ازوست صلاح زندگى و رسيدن چيزهاى خام همچنين بتأييد عقل اول است صلاح دين خداى و نظام دو جهان ، و نفس كل ماننده شد بهمهء رويها به هوا ، از بهر آنك از نفس كل است بيرون آوردن پيامبران و اثر دادن از تأييد اندر نفوس ايشان ، و از نفس كل است بيرون آوردن عالم طبيعت و اثر كردن اندر عالم تا عالم صورتهاى طبيعى بپذيرد و از چهار ركن عالم به هوا ببيند ركنها و صورتها را و همچنين بنفس كلى ببينند پيامبران صورتهاى عالم را ، و همچنانك هوا تاريكى و روشنائى پذيرد نفسها از نفس كلى بهرى هدى پذيرد
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: ناصر خسرو
ص٨٠