تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
و باد و آب ، و يك ركن او كه آتش است نايافته است مگر بميانجى آن سه يار ديگر ، آن چهار ركن دين نيز سه يافته است چون كتاب و شريعت و تأويل ، و يكى نايافته است چون علم توحيد مگر بميانجى اين سه يار او كه گفتيم . پس پيغامبران عليهم السلام اين علمهاى فرودين از كتاب و شريعت « 1 » و عمل ساختند تا خلق ازين راه بعلم وحدانيت رسند ، كه نور علم وحدانيت از بزرگوارى و لطافت چنان است كه اندرو جز بميانجيان نتوان رسيدن ، و پيغامبران عليهم السلام بيافتن آن نور بر خلق پادشاهى يافتند و خلق بدان نور مر ايشان را كردن داده شد ، نبينى كه خداى تعالى اندر حديث موسى بر سبيل مثل مر رسول مصطفى را عليه السلام ميگويد ، قوله :
« وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً »
. همىگويد : چه آمد به تو اى محمد حديث موسى كه آتشى ديد پس گفت مر اهل خويش را كه باشيد كه من آتش ديدم مگر از آنجا پاره‌يى بشما آرم يا راه راست بر آن آتش بيابم . و تأويل اين آيت آنست كه موسى عليه السلام آن آتش اندر نفس مقدس خويش ديد ، و آن آتش نور توحيد بود كه مر او را بدرفشيد « 2 » و بدانچ مر اهل خويش را گفت بباشيد آن خواست كه هم برين دين و اين طريقت كه هستيد بباشيد تا من ازين نور كه مرا درفشيد خبرى توانم يافتن كه بشما رسانم و شما و من راه راست يابيم ، و اين راه اندر دين گفت كه بيابيم نه اندر دنيا ، اگر او آن آتش به چشم سر ديده بودى ايشان را بنمودى ، چه آتش را بشب هر كه بصر درست دارد بتواند ديدن ، و اگر او آن آتش به چشم سر ديده بودى كسى را توانستى فرمودن تا بنگرد كه آن آتش
هامش
( 1 ) مراد از شريعت قرينهء كتاب « سنت » است ( 2 ) درفشيدن : لرزيدن ، لمعان .