مىگويند « 1 » .
و حروف را روحى و جسدى و قلبى هست ، روحش مرتبه عددى و قلبش صورت كلامى و جسدش صورت صوتى « 2 » .
چون اين مقدمه تمهيد يافت نموده مىشود كه از لطايف نكات كه در اين كلمه كريمه ظاهر است ، آن است كه مدار تركيب او بر سه حرف است . اول « آ » و « ل » و « ة » . و « الف » در مرتبه سفلى ، كه حروف را « 3 » به اين اعتبار ، حروف سفلى مىگويند ، اعنى محل رقمى ، عبارت است از اول « 4 » تعينات ، چه او « 5 » خطى است مرتسم از تكرر نقطه ، و براى « 6 » او در حدود مختلفه « 7 » مسافت « 8 » و « 9 » لوحى ، و باقى حروف از او حاصل مىشود .
و « ل » اشارت است به وجود منبسط بر اعيان . چه صورت رقمى او « 10 » مشتمل است بر قايمهاى كه آن « الف » است و ذيلى كه آن « نون » است . و اشارت به دايره كون است « 11 » . پس الفى است « 12 » منبسط بر نون متصل به او . و « ة » اشاره به تمام دايره كون است .
پس در اين كلمه اشاره به وحدت حقيقى و اصول مراتب تنزلات اوست . چه مشتمل است بر اول مراتب ظهورى حق ، كه « الف » است و بر وجود منبسط بر اكوان كه « لام » است و بر « 13 » تمام دايره كون كه « ه » است و نقطه بر وجه سريان و تكرر ظهورى در همه متحقق . همچنانكه وحدت
هامش
( 1 ) فلا : گويند .
( 2 ) - ب : و د : كتبى .
( 3 ) - فلا : و ج : ندارد .
( 4 ) - فلا : ندارد .
( 5 ) - ب : و د : ندارد .
( 6 ) - ب : ترائى ، د : تورا اى .
( 7 ) - د : حروف .
( 8 ) - فلا : مسافر .
( 9 ) - د : + مراتب .
( 10 ) - د : ندارد .
( 11 ) - فلا : و ج : ندارد .
( 12 ) - ج : « و اشارت به دايره كون است » ، را ندارد .
( 13 ) - ب : و د : به .