چه حق توحيد او همان است كه خود به خودى خود مىكند ، بى وساطت « 1 » نعت و وصف و صوت « 2 » و حرف و عبارت و اشارت . شعر :
ما وحد الواحد من واحد * اذ كلّ من وحده جاحد
توحيده اياه توحيده * و نعت « 3 » من ينعته لاحد
اين است شمهاى از احوال مراتب ثلاث توحيد در استعاذه نبوى كه :
« اعوذ بعفوك من عقابك « 4 » ، اعوذ برضاك من سخطك ، اعوذ بك منك ، لا احصى ثناء عليك ، انت كما اثنيت على نفسك » ، اشارت به اين مراتب است على الترتيب .
چون اين معلوم شد ، بر « 5 » واقف حقايق شناس پوشيده نباشد كه كلمهء طيبه « لا إله الا اللّه » اشاره به هر سه مراتب توحيد است . چه اوصاف « 6 » و افعال و ذات ، به حقيقت مخصوص آله است . پس حضرت الوهيت در « 7 » حق « 8 » مستلزم انحصار فعل و وصف و ذات « 9 » باشد در او .
و از لطايف نكات اين كلمه آن است كه « 10 » حذف خبر « لا » بنابر اصول علماى معانى و بيان ، براى آن است تا ذهن به هر مذهب ممكن منتقل « 11 » شود . پس انحصار هر مفهوم در حضرت حق لازم آيد ، چه چون هستى
هامش
( 1 ) ج : واسطه .
( 2 ) - ب : و د : صورت .
( 3 ) - ب : نعته .
( 4 ) - ب : + و .
( 5 ) - ج : ندارد .
( 6 ) - ب : و د : صفات .
( 7 ) - ب : و د : ندارد .
( 8 ) - ب : و د : ندارد .
( 9 ) - د : ذوات .
( 10 ) - ب : و د : به جاى « آن است كه » ، آنكه .
( 11 ) - ج : مستقبل .