ديگر آنكه ، همچنانكه اين كلمه طيبه اصل ايمان است و باقى اركان به منزله تفاصيل آن ، لفظ « اللّه » نيز اصل جميع اسماء است و ام القرى آن « 1 » است « 2 » . پس مناسب « 3 » نمود كه در اصل اصل ايراد كنند . و چون طرفى از حقايق معنوى نموده شد ، شروع در بعضى لطايف لفظى « 4 » آن رود « 5 » و ما النصر الا من عند اللّه .
موقف دوم ، در لطايف متعلّقه به الفاظ آن :
بدان كه حروف را سه مرتبه است . مرتبه اول آن است كه در نفس متكلم آيد ، « 6 » كه متكلّم تخيّل آنها كرده و « 7 » بعد از آن متوجه ايجاد « 8 » آنها « 9 » ، به تحريك آلات و تقطيع اصوات بر وجه مخصوص مىشود . و اين مرتبه شبيه « 10 » به انطواء حقايق به حسب وجود علمى است در ذات اقدس . و حروف را در اين مرتبه ، حروف عاليه و حروف فكريه مىگويند و « كنا حروف عاليات لم نقل » اشاره به مرتبه علمى است از ظهور حقايق .
مرتبه دوم آن است كه در صورت صوتى كلامى بر مشعر سمع « 11 » جلوه مىكند « 12 » و حروف را در اين مرتبه حروف وسطى مىگويند .
مرتبه سوم آن است كه در هيئت رقمى « 13 » كتابى بر ديده اولى الايدى « 14 » و الابصار ظاهر مىشود « 15 » ، و آن « 16 » را به اين اعتبار حروف سافله
هامش
( 1 ) ب : و د : ندارد .
( 2 ) - ب : و ج : و د : + و جميع اسماء ديگر تفاصيل اجمال اوست .
( 3 ) - ج : + آن .
( 4 ) - د : ندارد .
( 5 ) - ب : برود . د : مىرود .
( 6 ) - فلا : است ، ج : اند . د : درآيد .
( 7 ) - ب : و د : ندارد .
( 8 ) - ج : ايراد .
( 9 ) - د : + گردد .
( 10 ) - ب : و د : سينه .
( 11 ) - د : صوت .
( 12 ) - ب : و د : مىكنند .
( 13 ) - ب : رقم .
( 14 ) - ج : الأيد .
( 15 ) - فلا : مىشوند .
( 16 ) - د : او .