مرتبهء دوم ، توحيد صفات :
و آن « 1 » ، آن است كه تمام صفات را « 2 » صفات « 3 » حق بيند ، چنانچه علم را علم حق بيند و « 4 » قدرت ، قدرت او ، و همچنين ساير صفات . و در اين مقام « 5 » ، سالك از صفات به صفات پناه برد ، همچنانكه در مرتبه اول از افعال به افعال . و اين مرتبه از مرتبه اول ، اعلى است ، چه ، صفات « 6 » مبادى افعال هستند . پس توحيد « 7 » صفات مستلزم توحيد افعال است و در اين مقام ، مثل همان نكته كه در مرتبه « 8 » اول گفتيم هست . چه صفات باسرها ، به اعتبار انتساب به آن ذات در غايت شرف و كمال است و به اعتبار انتساب « 9 » به مظاهر صفت ، قبح به همان معنى كه گفتيم پيدا مىكند « 10 » . پس هر صفت كمال كه در عقل در آيد ، راجع به ذات احديت مىشود . و او اعلى از آن است به مراتب غير متناهيه . و هر نقصان كه متصور مىشود ، از او مسلوب است و ساحت عزّ او از آن متباعد به ابعاد غير متناهيه . شعر « 11 » :
در تو حيرانم و اوصاف و معانى كه تو راست * و ندر آن كس كه تو را بيند و حيران نشود
مرتبه سوم « 12 » ، توحيد ذات است :
كه به جز « 13 » يك ذات نبينند « 14 » ، و همهء كثرات در وحدت حقيقى او متلاشى بينند ، نه وحدتى كه مقابل
هامش
( 1 ) ج : او .
( 2 ) - فلا : و ج : ندارد .
( 3 ) - فلا : و ج : ندارد .
( 4 ) - ب : « چنانچه علم را علم حق بيند » را ندارد .
( 5 ) - فلا : ندارد .
( 6 ) - د : از « پناه برد . . . تا . . . چه ، صفات » ندارد .
( 7 ) - ب : و فلا : ندارد .
( 8 ) ب : و د : مقام .
( 9 ) - فلا : و د : اثبات .
( 10 ) - ب : و د : مىشود .
( 11 ) - فلا : نظم .
( 12 ) - فلا : سيّوم .
( 13 ) - ب : و د : + از .
( 14 ) - ب : و ج : نبيند .