تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهليليه ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
حاكم است به آن « 1 » كه هر چيز كه او را در وجود كه منبع كمالات است ، افتقار به غير نباشد ، در توابع آن مفتقر به غير نخواهد بود . و اين دعوى مخصوص اشراقيان نيست « 2 » .

طريقى ديگر در توحيد :

شكى « 3 » نيست كه اين كه همه چيزها محتاج باشند به چيزى ، اكمل است « 4 » آن چيز را از آنكه بعضى چيزها محتاج به او نباشند . پس اگر دو نور غنى باشند ، هيچ يك غنى نباشند ، زيرا كه هر يك را صفتى « 5 » اكمل قوت « 6 » كننده « 7 » باشد ، كه احتياج جميع چيزهاست به او . و هر چيزى را كه نقصانى باشد به وجهى از وجوه ، البته ، ممكن است و محتاج . پس هر دو ممكن و محتاج باشند . اين است خلاصه آنچه در كتب ايشان است با تنقيح و زيادتى در بعضى مواضع ، و تتميم بعض مقدمات كه ناظر بصير به دستيارى ذوق سليم و طول ممارست قواعد ايشان در تواند يافت . اكنون نوبت آن رسيد كه طرفى از حقايق بلند بيان كرده شود به عون اللّه و حسن توفيقه « 8 » .

مقام دوم « 9 »

، در كشف بعضى حقايق شهودى آنها « 10 » اطوار دانش بود . و اين « 11 » انوار بينش است ، و شتّان ما بينهما . شعر « 12 » :
هامش
( 1 ) ف‌لا : و ب : اين . ( 2 ) - ه : است . ( 3 ) ب : و ج : شك . ( 4 ) - ه : ندارد . ( 5 ) - ب : و ه : صفت . ( 6 ) - ج : و ه : فوت . ( 7 ) - ج : و ه : شده . ( 8 ) - ج : و ه : . . . كرده شود به حسن توفيقه . ( 9 ) - ج : و ه : موقف دوم . ( 10 ) - ب : + از . ( 11 ) - ج : و ه : اين‌ها . ( 12 ) - ف‌لا : نظم ، ه : ندارد .